خرید بک لینک

درباره سایت

جوک

امکانات وب

 

**لره با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم اینقدر نزدیكه با ماشین میومدم

 

**لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محكم میكشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا اینقدر محكم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم كه هیچ گوزی نتنِه باطلش كنه

 

**یك شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میكنند، میرن میخوابن

 

**بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاكی میشه، میگه: ایجو كه تو پرسیدی، اسمم انه!!!

 

**لره داشته تو لس آنجلس قدم میزده، یهو داریوش رو میبینه، بدو بدو میره جلو، میگه: سلام آقا داریوش! داریوش میگه: سلام هموطن! لره كف میكنه، میگه: اوووف! عجب كیفیتی!

 

**لره با اتوبوس میره تهران خیلی توی راه بوده

وقتی میرسه به تــــهران میگه من دیگه ایران برنمیگردم

 

**لره دوزاری سیاه پیادا میكنه، میره تلفن عمومی گوشی رو برمیداره، میگه: الو آفریقا

 

**دو تا لر میرن سوراخ لایة اوزن رو بدوزن، خودشون میمونن اونور

 

**به یه لره میگن خسته نباشی

میگه اگه باشم چه گهی میخوری

 

**لره تو سینما وسط نشسته بوده ، دست میكنه تو دماغش و

حسابی تمیزش میكنه اما نه دستمال داشته نه میتونسته بلند

بشه به غل دستیش میگه :

آقا لطفاً اینو دست به دست كن بمالش به دیوار

 

**لره میره توالت، بعد یك ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون. رفیقش میپرسه: چی شد فرهاد؟ لره میگه: گی بگیرن، مسواكش خیلی بزرگ بی!!!

 

**یه روز 4 تا لر سوار آسانسور میشن هر كاری میكنن آسانسور حركت نمیكنه .... یه مرده با كت شلوار و سامسونت میاد دكمه آسانسورو میزنه .... راه میفته ... یكی از لرا میگه : به افتخار آی راننده صلوات

 

**لره شب عروسی به پسرش میگه:  پسرم سفت ترین جای بدنتو بکن جایی که   «
دخترا میشاشن صبح میبینه: کله پسره تو چاه فاضلاب گیر کرده

 

**یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن تو اینجا چکارمی کنی؟؟ میگه من جایزشم

**به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر

 

**لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه که ریشش  بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ
نگاهش می کنه وجواب نمیده.میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که
اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه،خیلی نگران
میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده.اونم محلش نمیزاره.میره
تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده وخیلی ناراحته میگه من
می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه پدرسوخته موقعی که
داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی

 

**لره میاد تهران می بینه همه لباس آستین کوتاه پوشیدن تعجب می کنه می گه اوا پس اینا چه جوری دماغاشونو پاک می کنن

 

**از یه لره می پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟  میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می کنند!

 

**به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم  در نهایت خفه می شدیم می مردیم


برچسب: نویسنده: سروش تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1391 ساعت: 0:03

صفحه بندی